از رساله آیت الله محقق
احکام حج :ـ
(مسأله 2084): حج زيارت كردن خانه خدا و انجام اعمالى است كه دستور داده اند در آنجا به جا آورده شود، و در تمام عمر بر كسى كه اين شرايط را دارا باشد، يك مرتبه واجب مى شود:
"اول" آنكه بالغ باشد.
"دوم" آنكه عاقل و آزاد باشد.
"سوم" به واسطه رفتن به حج مجبور نشود كه كار حرامى را كه ترك آن از حج مهمتر است، انجام دهد يا عمل واجبى را كه از حج مهمتر است ترك نمايد.
"چهارم" آنكه مستطيع باشد و مستطيع بودن به چند چيز است:
"اول" آنكه توشه راه و مركب سوارى يا مالى كه بتواند با آن مال، آنها را تهيّه كند داشته باشد.
"دوم" سلامت مزاج و توانائى آن را داشته باشد كه بتواند مكه رود و حج را بجا آورد.
"سوم" در راه مانعى از رفتن نباشد و اگر راه بسته باشد، يا انسان بترسد كه در راه جان يا عرض او از بين برود، يا مال او را ببرند، حج بر او واجب نيست. ولى اگر از راه ديگرى بتواند برود اگر چه دورتر باشد، بايد از آن راه برود.
"چهارم" به قدر بجا آوردن اعمال حج وقت داشته باشد.
"پنجم" مخارج كسانى را كه خرجى آنان بر او واجب است مثل زن و بچه، و مخارج كسانى را كه مردم خرجى دادن به آنها را لازم مى دانند داشته باشد.
"ششم" بعد ازبرگشتن كسب يا زراعت، يا عايدى ملك، يا راه ديگرى براى معاش خود داشته باشد كه مجبور نشود به زحمت زندگى كند.
(مسأله 2085): كسى كه بدون خانه ملكى رفع احتياجش نمى شود و در مشقت و سختى باشد وقتى حج بر او واجب است كه پول خانه را هم داشته باشد.
(مسأله 2086): زنى كه مى تواند مكه برود، اگر بعد از برگشتن از خودش مال نداشته باشد و شوهرش هم مثلاً فقير باشد و خرج او را ندهد و ناچار شود به سختى زندگى كند، حج بر او واجب نيست.
(مسأله 2087): اگر كسى توشه راه و مركب سوارى نداشته باشد و ديگرى به او بگويد حج برو، و من خرج تو و عيالات تو را در موقعى كه در سفر حج هستى مى دهم در صورتى كه اطمينان داشته باشد كه خرج او را مى دهد حج بر او واجب مى شود.
(مسأله 2088): اگر خرجى رفتن و برگشتن و خرجى عيالات كسى را در مدتى كه مكه مى رود و برمى گردد، به او ببخشد و با او شرط كند كه حج كند و او قبول نمايد، حج بر او واجب مى شود، اگر چه قرض داشته باشد و در موقع برگشتن هم مالى كه بتواند با آن زندگى كند نداشته باشد.
(مسأله 2089): اگر مخارج رفتن و برگشتن و مخارج عيالات كسى را در مدتى كه مكه مى رود و بر مى گردد باو بدهند و بگويند حج برو. ولى ملك او نكنند حج بر او واجب مى شود.
(مسأله 2090): اگر مقدارى مال كه براى حج كافيست به كسى بدهند و با او شرط كنند كه در راه مكه به كسى كه مال را داده خدمت بنمايد، حج بر او واجب نمى شود.
(مسأله 2091): اگر مقدارى مال به كسى بدهند و حج بر او واجب شود چنانچه حج نمايد، هر چند بعداً مالى از خود پيدا كند، ديگر حج بر او واجب نيست.
(مسأله 2092): اگر براى تجارت مثلاً تا جده برود و مالى به دست آورد كه اگر بخواهد از آنجا به مكه برود مستطيع باشد، بايد حج كند و در صورتى كه حج نمايد اگر چه بعداً مالى پيدا كند كه بتواند از وطن خود به مكه برود ديگر حج بر او واجب نيست.
(مسأله 2093): اگر انسان اجير شود كه مباشرتاً از طرف كس ديگر حج كند، چنانچه خودش نتواند برود و بخواهد ديگرى را از طرف خودش بفرستد بايد از كسى كه او را اجير كرده اجازه بگيرد.
(مسأله 2094): اگر كسى مستطيع شود و به مكه نرود و فقير شود، بايد بعداً حج نمايد اگر چه به زحمت باشد و اگر به هيچ قسم نتواند حج برود، چنانچه كسى او را براى حج اجير كند، بايد به مكه رود و حج كسى را كه اجير شده بجا آورد و تا سال بعد در مكه بماند و براى خود حج نمايد، ولى اگر ممكن باشد كه اجير شود و اجرت را نقد بگيرد و كسى كه او را اجير كرده، راضى شود كه حج او در سال بعد بجا آورده شود، بايد سال اول براى خود و سال بعد براى كسى كه اجير شده حج نمايد.
(مسأله 2095): اگر در سال اولى كه مستطيع شده به مكه رود و در وقت معينى كه دستور داده اند، به عرفات و مشعر الحرام نرسد، چنانچه در سالهاى بعد مستطيع نباشد، حج بر او واجب نيست. ولى اگر از سالهاى پيش مستطيع بوده و نرفته، اگر چه به زحمت باشد بايد حج كند ـ
از رساله آیت لله مکارم شیرازی
احکام حج
حج و شرايط آن :
مسأله 1733ـ «حج» يعنى زيارت خانه خدا و انجام اعمالى كه آنها را مناسك حج مى نامند ودر تمام عمر يك بار برهمه كسانى كه داراى شرايط زير باشند واجب است :ــ
ـ 1 ــ بالغ بودن
ـ 2ــ عاقل بودن
ـ 3 ــ با انجام حج، عمل واجب ديگرى كه مهمتر از حج است ترك نشود ياكار حرامى كه اهمّيّتش درشرع بيشتراست بجانياورد
ـ 4 ــ استطاعت و آن بچند چيز حاصل مى شود :ـ
ـ 1 ــ داشتن زادوتوشه راه و آنچه در سفرش به آن محتاج است و مركب سوارى مورد نياز، يا مالى كه بتواند به وسيله آن، اينها را به دست آورد
ـ 2 ــ نبودن مانعى در راه و عدم وجود ترس از خطرو ضرر بر جان و عرض و مال خويش، كه اگر راه بسته است يا ترس از خطروجود دارد حج بر او واجب نيست، ولى اگر راه ديگرى دارد هر چند دورتراست لازم است از آن راه به حج رود
ـ 3 ــ توانايى جسمانى بر انجام مناسك حج
ـ 4 ــ داشتن وقت كافى براى رسيدن به مكّه و انجام مناسك
ـ 5 ــ داشتن مخارج كسانى كه خرج آنها بر او شرعاً يا عرفاً لازم است
ـ 6 ــ داشتن مال يا كسب و كارى كه بعد از بازگشت بتواند با آن زندگى كندـ
احكام استطاعت :
مسأله 1734ـ كسى كه بدون خانه ملكى رفع احتياجش نمى شود هنگامى حج بر او واجب است كه پول خانه را هم داشته باشد، ولى اگر با خانه اجاره اى يا وقفى و مانند آن مى تواند زندگى كند مستطيع است.
مسأله 1735ـ هرگاه زن مالى دارد كه مى تواند با آن حج برود ولى بعد از بازگشت نه شوهرش قادر بر تأمين زندگى اوست و نه خودش، حج بر او واجب نمى شود.
مسأله 1736ـ هرگاه كسى مخارج رفتن به مكّه را ندارد، ولى ديگرى مالى به او مى بخشد يا در اختيار او مى گذارد كه با آن حج برود و مخارج زن و فرزند او را در اين مدّت نيز مى پردازد بر چنين كسى حج واجب است، هر چند بدهكار باشد و در موقع بازگشت نيز وسيله كافى براى امرار معاش نداشته باشد و قبول كردن چنين هديه اى واجب است، مگر اين كه در آن منّت يا ضرر يا مشقّت غير قابل تحمّلى باشد و اين حج كفايت از حجّ واجب او مى كند.
مسأله 1737ـ شخص بدهكار هرگاه مخارج حج را داشته باشد ولى با پرداخت بدهى خود توانايى بر حج ندارد چنين كسى مستطيع نيست، مگر اين كه طلبكار عجله اى نداشته باشد و او هم مطمئن باشد كه بعداً قادر به اداء دين است.
مسأله 1738ـ هرگاه كسى را اجير كنند كه در سفر حج خدمت شخص يا كاروانى را كند و به اين صورت حجّ خود را به جا آورد حجّ واجب او حساب مى شود; ولى قبول چنين كارى واجب نيست.
مسأله 1739ـ كسى كه مى تواند با قرض كردن حج به جا آورد، مستطيع نمى باشد و حج بر او واجب نيست; ولى اگر چند نفر مخارج حجّ كسى و نفقه عيال او را بپردازند حج بر او واجب مى شود.
مسأله 1740ـ هركس مى تواند از طرف ديگرى براى انجام حج اجير شود، به شرط اين كه از مسائل حج آگاه باشد، خواه قبلاً حج به جا آورده باشد يا نه، ولى اگر خودش نتواند حج را به جا آورد نمى تواند آن را به ديگرى واگذار كند مگر به اجازه صاحب پول.
مسأله 1741ـ با اجير كردن كسى براى حج از طرف ميّت ذمّه او ادا نمى شود، مگر زمانى كه اطمينان حاصل شود او حج را به جا آورده است.
مسأله 1742ـ جايز است از مال زكات يا سهم امام بگيرند و حج به جا آورند، و اين حج، حج واجب محسوب مى شود.
مسأله 1743ـ كسى كه نياز به ازدواج دارد و بيش از مخارج آن، پولى براى حج ندارد، مستطيع نيست و حج بر او واجب نمى شود.
مسأله 1744ـ هرگاه حج بر كسى واجب شود و انجام ندهد و استطاعتش از دست برود بايد به هر طريق كه مى تواند حج را به جا آورد، ولو با قرض گرفتن يا اجير شدن باشد.
مسأله 1745ـ هرگاه شخص مستطيع حج به جا نياورد سپس توانايى جسمانى را از دست بدهد، بطورى كه نا اميد باشد از اين كه خودش حج را به جا آورد، بايد شخص ديگرى را از طرف خود به حج بفرستد، امّا هرگاه كسى قدرت مالى پيدا كند ولى بر اثر پيرى يا بيمارى، توانايى نداشته باشد، حج بر او واجب نيست، ولى احتياط مستحب اين است كه اجير بگيرد.
مسأله 1746ـ كسى كه حجّ واجب را به جا آورده مستحبّ است دوباره حج به جا آورد، ولى اگر ازدحام بيش از حدّ حجّاج براى كسانى كه هنوز حج به جا نياورده اند توليد مزاحمت شديد كند بهتر است موقّتاً از انجام حجّ مستحبّى خوددارى نمايند، همچنين در مقام نوبت بندى بهتر است نوبت را به كسانى دهند كه حجّ واجب را به جا مى آورند و اگر خانه خدا فرضاً يك سال از زوّار خالى بماند بر حاكم شرع واجب است عدّه اى را به حج بفرستد هرچند حجّ واجب خود را انجام داده باشند ـ
حج تان قبول حق ما را از دعا فرام موش نکنید